The cities, they bend people and shape their life, imposing a certain pattern as the only way of survival. Hip Hop and street art were the first channels to my discovery to give me a voice among the suffocating city noise. I could create my own unique motifs while weaving into the inevitable bigger pattern. As I am trying to survive the city with bending to some of it rules, music and art are venues to rediscover my relation to myself, to other humans and to nature.

But what are you, they ask, a rapper, a musician, a story teller, a video maker, or a visual artist? It is a part of the rules of the city to be one thing, and if someone doesn’t fit in a certain tole, they are ignored or condemned. I’ve been both in the worlds of entertainment and art, but had had enough witnesses realting to my stories that have kept me going.

Nevertheless, there is a certain law in the seemingly scattered things that I do from rapping in farsi on urban beats to chanting in an unknown language on mystic soundscapes, from making videos and building Installations to writing short stories. What unites them all is my endeavor to survive the concrete laws of the city while trying to find my way back to a world of epic fantasy that was as real to me as the war-torn cities of 90s Iran: with heros and heroines fighting for good or evil wielding swords or magic, where dragons and phoenixes flied and the trees walked and the stones talked.

شهرها، انسان ها خم می کنند و زندگیشان را شکل می دهند و طرح خاصی را به عنوان تنها الگوی بقا تحمیل می کنند. هیپ هاپ و هنر خیابانی اولین مجراهایی بودند که به من صدایی بین آشوب خفه کنند شهر بخشیدند: مجراهی که موتیف های غیرمتعارفی را درون الگوی اصلی می بافند. در حالی که سعی می کنم با تسلیم شدن در برابر برخی از قوانین شهر بقای خود را تضمین کنم، موسیقی و هنر فضایی را می آفرینند برای کشف دوباره رابطه ام با خود، با دیگر انسان ها و با طبیعت.

از من می پرسند، تو چه هستی، یک رپ خوان، یک موزیسین، یک داستانگو، یک ویدئوساز یا یک هنرمند تجسمی؟ این یکی از قوانین شهر است که «یک چیز» باشی و اگر کسی در تک نقش خاصی جا نشود، یا باید با نادیده گرفته شدن خو بگیرد یا با محکوم شدن ها بسازد. من هم در دنیاهای هنر و سرگرمی که چارچوبش را شهرها تعیین می کند جایی نداشته ام ولی در مرزی خاکستری که کسی توجه چندانی بهش ندارد، شواهد کافی داشته ام که با داستان های من خو گرفته اند و انرژی لازم برای ادامه را به من می دهند.

با همه این ها، بین فعالیت های به ظاهر پراکنده ای که انجام می دهم – از رپ کردن به فارسی روی بیت های شهری گرفته تا تصنیف به زبانی ناشناخته روی نواهای مرموز، از ساختن ویدئو و بنای چیدمان ها تا نوشتن داستان های کوتاه، نظم خاصی حاکم است. چیزی که به همه اینها وحدت وجود می دهد تلاش برای زنده ماندنم در شهر است در حالی که سعی می کنم راه برگشتم را به دنیاهای حماسی خیالی ای که در دهه ۶۰ برایم واقعی تر از شهرهای جنگ زده ایران بودند پیدا کنم: دنیای از قهرمانانی که برای خیر یا شهر با شمشیر یا جادو می جنگیدند، اژدها ها و ققنوس ها بال می گشودند و درخت ها تفرج می نمودند و سنگ ها اشعار حماسی می سرودند.

Education
2014 MA in Audio/Visual Arts, Tohoku University of Arts and Design, Yamagata, JP
2006 BA in Textile, Fashion and Interior Design, Azzahra University, Tehran, IR

Recent Exhibitions

September 2012 | Video Screening, “Brave New World”, “INSTITUT FÜR ALLES MÖGLICHE”, Berlin, DE

September 2014 | Video Screening, Iranian Film Festival, San Francisco, US

June 2014 | Curatorial Quote, “Burnt Generation” Photo Exhibition, Somerset House, London, UK

April 2014 | Video Screening, “Iran-Uk Sonics”, Queen Elizabeth Hall, London, UK

November 2013 | Group Exhibition, “Arcane Teachings”, TUAD, Yamagata, JP